تبليغاتX
بیاتابرایت بگویم












تولد حضرت علی مبارک

با عرض سلام و شادباش

 

سالروز تولد مولود کعبه؛ جان هستی؛ الهه عشق و ذوالفقار

ترنم عطوفت؛ نسیم سرشار از شبنم مهر و شفقت؛ انسان کامل

ولی الله اعظم مولی الموحدین ؛حضرت علی ابن ابی طالب  و روز

پدر را به پیروان عالم و عامل حضرتش و تمامی پدران دنیا و همه

دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده

 

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را    
که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را    

    دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين
       به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را 

 

 



نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 16:3 توسط بی نشان
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


 

دل به تنگ آمد    حس به زنجیر است     گریه هم ممنوع

سایه ها ساکت     در سکوت اما     روشنی هرگز

خنده بی معنا     غم به ارزانی    شادی اما نیست

لاله ها بی رنگ     مرده اند انگار

آسمان ابری     قطره قطره می چکد رویا     بر خیال اما

وهم آزادی      رفته است بر باد

خانه تاریک و     ترس تاریکی     می کند فریاد

مرگ می آید     مرگ آزادی

انتظار اما  همچنان باقیست

 



نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 23:49 توسط بی نشان
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


از کشکول شیخ بهائی و قیصر امین پور

 

دانشمندی یکی را گفت چرا تحصیل علم نمی کنی؟

آن شخص گفت: آنچه خلاصه علم است بدست آورده ام.

دانشمند از او پرسید: که خلاصه علم چیست؟

گفت: پنج چیز است:

اول: آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگویم.

دوم: آن که تا حلال منتهی نشود، دست به حرام دراز نکنم.

سوم: آنکه تا از تفتیش نفس خود فارغ نشدم، به جستجوی عیب مردم نپردازم.

چهارم: آنکه تا خزانه رزق خداوند به آخر نرسد، به در هیچ مخلوق التجا نبرم.

پنجم: آنکه تا قدم در بهشت ننهم، از کید شیطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم.

 

 

واژه واژه
سطر سطر
صفحه صفحه
فصل فصل
گیسوان من سفید می شوند
همچنانکه سطر سط
صفحه های دفترم سیاه می شوند
خواستی که با تمام حوصله
تارهای روشن و سفید را
رشته رشته بشمری
گفتمت که دستهای مهربانی ات
در ابتدای راه
خسته می شوند
گفتمت که راه دیگری
انتخاب کن:
دفتر مرا ورق بزن!
نقطه نقطه
حرف حرف
واژه واژه
سطر سطر
شعرهای دفتر مرا
مو به مو حساب کن!


از لقمان پرسیدند: که بدین رتبه چگونه رسیدی؟

گفت: از راست گفتن، امانت بجای آوردن و از سخنان بیهوده خاموش ماندن.

 



نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 15:14 توسط علی
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


به گمانم خبری در پس این ویرانیست...!!!

عطر پژمردگی یاس سفید      

ذهن آشفته من را چه پریشان می کند

رنگ بی حال رخ ماه سفید

سردی خورشید زردم را فراوان می کند

ماه تابان نیست انگار دگر

خاک فرسوده و پیر

رود مرداب شده

سینه ام بیمار گشته از نفس

بلبلان فریاد غم سر داده اند

ماهیان هم خودکشی کردند همه

آبی دریا به خونی می زند

خون ماهی ها در آن جاری شده

چشمم هر لحظه سیاهی می رود

از تن زخمیه سنگی بی نوا

بوته ای خشک به آتش تن زده

چشمه جوش آمده از غیظ زمین

روزگاران بی قراری می کند

طاقتش طاق آمده

در دلم آشوب است

به گمانم خبری در پس این ویرانیست....

تقدیم به استاد نیکول فریدنی

 



نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 23:54 توسط بی نشان
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


میلاد زینب کبری (س)

 

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم نام او را "زینب" یعنی زینت پدر گذارد.

 

میلاد اسوه صبر و ایثار حضرت زینب سلام الله علیه مبارکباد.

 

میلاد مبارک

امام حسین علیه السلام: (هنگام وداع به خواهر)

«یا اختاه لا تنسینى فى نافلة اللیل ؛ خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!»

 

امام سجاد علیه السلام:

«انت عالمة غیر معلمة وفهمة غیر مفهمة ؛ تو بی آنکه آموزگاری داشته باشی، عالم و دانشمند هستی.»

 

سید عبدالحسین شرف الدین از مفاخر اسلام:

بزرگوارتر از نظر اخلاق، مثل حضرت زینب دیده نشده است. خشم و غضب بر او چیره نشد و از مقامش كم نكرد. و هیچ عالمی بر حلم و صبرش غالب نگشت. درتیزهوشی و صفای باطن و قوت دل و اطمینان قلب ، آیتی از آیات خدا بود.

 

سویوطی:

حضرت زینب سلام الله علیها زنی خردمند، تیزبین و فصیح بود، البته خردمندی كه قدرت قلبی نیز داشت.

 

نیشابوری:

زینب در فصاحت و بلاغت، و در پارسایی و عبادت مانند پدرش علی (ع) و مادرش زهرا علیها السلام بود.

 

ابن حجر عسقلانی:

او ( حضرت زینب) مجسمه شجاعت و شهامت بود. روحی قوی و همتی بلند داشت، او دارای روحی عظیم، منطقی پایدار، قوت بیانی فوق العاده بود، آنچنان كه حیرت مورخان را برانگیخته است.

 

فریشلر نویسنده غربی:

 ایراد آن نطق در كوفه ثابت می كند كه آن همه مصائب و سختی ها نتوانسته بودند روحیه آن زن را متزلزل كنند. در صورتی كه این خطر وجود داشت كه در همان حالِ سخنرانی او را به قتل برسانند.

 



نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 15:32 توسط علی
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2006 all rights reserved