|
|
دل به تنگ آمد حس به زنجیر است گریه هم ممنوع سایه ها ساکت در سکوت اما روشنی هرگز خنده بی معنا غم به ارزانی شادی اما نیست لاله ها بی رنگ مرده اند انگار آسمان ابری قطره قطره می چکد رویا بر خیال اما وهم آزادی رفته است بر باد خانه تاریک و ترس تاریکی می کند فریاد مرگ می آید مرگ آزادی انتظار اما همچنان باقیست
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 23:49 توسط بی نشان
دانشمندی یکی را گفت چرا تحصیل علم نمی کنی؟ آن شخص گفت: آنچه خلاصه علم است بدست آورده ام. دانشمند از او پرسید: که خلاصه علم چیست؟ گفت: پنج چیز است: اول: آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگویم. دوم: آن که تا حلال منتهی نشود، دست به حرام دراز نکنم. سوم: آنکه تا از تفتیش نفس خود فارغ نشدم، به جستجوی عیب مردم نپردازم. چهارم: آنکه تا خزانه رزق خداوند به آخر نرسد، به در هیچ مخلوق التجا نبرم. پنجم: آنکه تا قدم در بهشت ننهم، از کید شیطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم.
واژه واژه
گفت: از راست گفتن، امانت بجای آوردن و از سخنان بیهوده خاموش ماندن. نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 15:14 توسط علی |
This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2006 all rights reserved