تبليغاتX
بیاتابرایت بگویم












( 39 )

<< انواع زندگی آپارتمانی در تهران >>

( زندگی آپارتمانی در شمال شهر )

. معماری .

. یک جور برداشت اگزجره و پست مدرن از مقوله ی معماری

. شش اتاق خواب خالی که پیشی خانواده در آنها غلت می زند

. مزین به توالت فرنگی" جکوزی اختصاصی" ترکیبی از گوتیک و باروک با برداشت آزاد از معماری حمام

عمومی دربار ناصرالدین شاه

. روش رفت و آمد در راه پله ها .

. اگر آسانسور نبود" احتمالا همیشه در پنت هاوسشان باقی می ماندند

. نحوه ی دفع زباله .

. به طور کلی این اقشار زباله ایی تولید نمی کنند" در غیر این صورت شوتینگ زباله!

. سر و صدا .

. در حد تراویدن مهتاب" یا غلتیدن شبنم" البته وقتی شریک زندگی آدم دودره باز بشود" مهتاب پهتاب

سیخی چنده؟!

. حیوان خانگی .

. توله سگ یتیم کوچه پشتی" گربه ی خپل از نژاد پرشین کت" سوسک حمام

. نور پردازی .

. تاریکی با پسماند یکجور نور قرمز ملایم

. نقاشی .

. خیلی کم رنگ متمایل به آجری" گلی پخته

( زندگی آپارتمانی در مرکز شهر مایل به بالا!! )

. معماری .

. یک خوابه با یک سالن پذیرایی ۳x۴ جهت خوابیدن" غذا خوردن" فوتبال بازی کردن و مهمانداری کردن و

خر کردن خواستگارهای احتمالی

. روش رفت و آمد در پله ها .

. با استفاده از چکمه و کفش های مارکدار ساخت ایران به صورت بلند بلند" معمولا اعمالی چون

مشایعت کردن مهمانان" تعریف کردن جوک" خوردن چیپس و گوش کردن به آهنگ

<< یار دبستانی من " با من و همراه منی >> و صحبت کردن با تلفن و استفاده از امکانات تلفن

بی سیم

. نحوه ی دفع زباله .

. استفاده آنتی تکنولوژیک از پدر خانواده

. سر و صدا .

. در حد این که افراد همه ی واحدها درباره ی تاریخ و محل برگزاری جشن نامزدی دختر وسطی واحد

پنج از پدرش هم بهتر خبر دارند

. حیوان خانگی .

. همستر" مارمولک" ماهی قرمز" شاپرک

. نور .

. لامپ کم مصرف

. نقاشی .

. رنگ روغنی مغز پسته ایی حاد

( زندگی آپارتمانی در مرکز شهر مایل به پایین!! )

. معماری .

. بدون خوابه" بدون سالن پذیرایی" حمام و توالت و آشپزخانه سر هم

. پارکینگ .

. سر خیابان

. روش رفت و آمد در راه پله .

. یورتمه" معمولا پدر خانواده جذبه اش را در پاگردها به رخ ساکنان می کشد

. سرو صدا .

. استفاده از عربده و آروغ به عنوان بهترین مدیوم ارتباطی

. حیوان خانگی .

. ته تغاری خانواده

. نور .

. لامپ ۶۰" اصولا بهترین منبع نور دنیا همان خورشید خودمان است

. روش دفع زباله ها .

. پرتابی ( هوتینگ زباله )" دفنی

( زندگی آپارتمانی در پایین شهر )

. معماری .

. استفاده ی به صرفه از پارچه پاره های زباله دانی های اطراف شهر در چهار چوبی از تیر دروازه و چوب!

. روش رفت و آمد در راه پله ها .

. معمولا فقط برای اجابت مزاج یک چاله ی کوچک می کنند که زیاد پله خور نیست

. نحوه ی دفع زباله .

. زباله وسیله ی قیمتی ایی است که هیچ آدم عاقلی آن را دور نمی ریزد!

. سر و صدا .

. صدای تراکتور" صدای آروغ" صدای کارهای تولیدی

. حیوان خانگی .

. آقا یه سفره اس همه دور هم جمعیم دیگه!

. نور .

. ما کماکان معتقدیم نور سوختن مقوا از چوب هم بهتر است" دودش هم بوی بهتری دارد!

. نقاشی .

. فحش رکیک می دونی یعنی چی؟!

<< >>



نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 22:30 توسط مجید
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


( 23 )

<< نصیحت برای نسل خیلی جدید >>

<< >>

. هی .......

. شما جوانها باید قدر ما را بدانید

. شما جوانها باید ما را سرلوحه خودتان قرار دهید

. ما وقتی به سن شما بودیم" کارهای شاق و محیر العقولی می کردیم

. ما در دوره و زمانه ایی می خندیدیم

. که هیچ چیز خنده داری وجود نداشت

. و برای چیزهای کاملا بی ارزش

. خیلی ارزش قائل می شدیم

. آن وقتها همه چیز مزخرف بود

. اما خب......

. هیچ چیز جلف نبود

. هی .....

. شما حق دارید ما را مسخره کنید

. ما در دورانی که آگهی بازرگانی وجود نداشت" نفس می کشیدیم

. دورانی که برای خرید ماست باید سطلت را با خودت می بردی

. با دفترچه بسیج اقتصادی" سهمیه سیگار می گرفتی

. برای شیر خشک خواهر کوچکت صف می ایستادی

. موز سوغات مکه بود

. نفت و گاز مایع و پیاز و گوشت و مرغ" یک روز در میان کیمیا

. می شدند

. دو شبکه موجود" اغلب فقط یک سوت گوشخراش پخش می کردند

. و قهرمان فیلمها کارمندهای اجاره نشینی بودند که پیکان قراضه

. داشتند

. آدم های بد احتکار می کردند

. و آدم های خوب از یک شبه پولدار شدن بدشان می آمد

. بانکها سود نمی دادند

. دنیا روی قرض الحسنه می چرخید

. آژیر قرمز و بمباران" جزئی از زندگی بودند

. به جای ذرت مکزیکی و پیتزا" آلاسکا بود و توت کندن با دمپایی

. پلاستیکی

. کامپیوتر و اینترنت و موبایل وجود نداشت

. و بچه ها در اوقات فراغت از کتابخانه" رمانهای کهنه قرض

. می گرفتند

. یا با بچه های مسجد محل" اردو می رفتند

. دانشجوها می خواستند دنیا را از نو بسازند

. از فرط خنگی یاد نمی گرفتند هم کلاسیهای غیر هم جنس را به

. اسم کوچک صدا بزنند

. و عرضه کوه رفتن با آنها را نداشتند

. همه چیز مثل همین نوشته ها کلیشه بود

. اما اصالت داشت

. همه چیز مثل همین نوشته ها بدون وزن و قافیه بود

. اما واقعیت داشت

. بله" تاکید می کنم" ما خیلی عقده ایی بودیم

. اما شاید به مدد قسمت"

. هرگز جلف نبودیم

. هی ...

. شما جوانترها هیچ وقت نخواهید فهمید

. همان طور که پسر کوچک من

. که خودش برای خودش سی دی کارتون می گذارد

. با موبایل به دوستش تلفن می زند"

. و پای کامپیوتر بازی می کند"

. هیچ وقت شما را نخواهد فهمید

. پیر شدن" سریع اتفاق می افتد

. فسیل شدن" خیلی آسان است

. به همین آسانی که من دیگر نمی خواهم آپ تو دیت باشم



نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 0:33 توسط مجید
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


( 18 )

<< رساله ایی در شناخت انسان >>

( انسان شناسی )

{ زن } :

. نوعی دستگاه جیغ ساز" منتظر الازدواج و منتهی الادا

. نوعی قرص آرام بخش که اثرات جانبی اش از الکل صنعتی هم بیشتر است

. به جوانانی که آن را می گیرند" جوان-مرغ " می گویند

نوعی مظلومیت رقیق که معمولا حق خودش را از چشمان طرفش بیرون می کشد

. ورژن روز ازلی آن با گاز گرفتن یک سیب شاعر معروف را به سراییدن این شعر واداشته است:

. من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

. گاز حوا" منو بدبخت و پریشون کرده!

{ مرد } :

. یک جور اشتهای متحرک

. موجودی که از اول تاریخ تا به حال زیر مبل دنبال جورابش می گردد

. معمولا وقتی عصبانی می شود جذاب تر می شود!

. مردها وقتی احساساتی می شوند برای تابلو شدن یک چهارچوب و چهار تا میخ کم دارند.

. دیزی" طبیعت پرجان! و عبور از چراغ قرمز جزو علایق انکار ناپذیر آنهاست

. به طرز ناجوانمردانه ایی زودتر از زنها می میرند که خب در این رابطه هم شاعر فرموده است:

. شنیدم که چون << قوی زیبا >> بمیرد

. فریبنده زاد و فریبا بمیرد....

( اندام شناسی انسانمندانه )

{ چشم } :

. یک جور تلقی درشت از مقوله دیدن

. اگر نبود" مردها نمی توانستند زنها را ( البته و با حفظ تمامی چهارچوبها ) ببینند

. نوع کشیده و رنگی آن طرفدار بیشتری دارد

. شاعر در تائید این فرمایشات من گفته است:

. چشماتو وا کن و ببین

. ببین که بابا اومده

{ گوش } :

. اندامی که به نظر می رسد با کوتاه کردنش" الاغ به آدم تبدیل می شود

. انواع در پیکانی" آینه ژیانی و غیر قابل شرح آن در دو طرف جمجمه ابنای بشر به وفور یافت می شود

. شاعر نالیده است:

. مردم این شرح پریشانی من گوش کنید

. ورنه یک صحبتی با مادر گلنوش کنید!

{ بینی } :

. بین النهرین صورت

. وقتی عملش می کنند تازه معلوم می شود که وقتی خدا نخواهد چیزی بهتر شود" نمی شود

. معمولا قرار دادن انگشت در آن در انظار عمومی از زدن بانک هم ننگین تر است

. در خلوت خود هم که همه راحت هستیم و خودمانیم عجب حالی هم می دهد ها!!

شاعر فرموده:

. از بینی من تو را چه حاصل!

. ای بچه نهنگ کهربایی!

{ لب } :

. دارنده انواع شتری" لبه طغاری" معمولی" رنگی و....

. شاعر می گوید:

. بنشین بر << لب >> جوی و گذر عمر ببین

. بعدشم پاشو برو پیش بابات گریه بکن!

{ دست } :

. وسیله ایی که با دادن آن آدم ها با هم اعلام دوستی می کنند

. گروه فشار بدن

. معمولا وقتی آن را در هم می نهند به مهر" میهن خویش خود به خود آباد می شود.

. شاعر می فرماید:

. یار دستنبو به دستم داد و دستم بوی دستنبوی دست یار گرفت

. من به قربان همان دستی که دستنبو به دستم داد و دستم بوی دستنبوی دست وی گرفت!

<< >>



نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 0:0 توسط مجید
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


( 12 )

<< گذر از مرگ >>

. بگذارید بگوییم ساعت شش بعد از ظهر است و شما دارید بعد از یک روز سخت و غیر عادی

کاری" تنها از سر کار به خانه بر می گردید.

. حقیقتا با فکری مشغول خسته هستید و حالت استیصال و سر خوردگی دارید.

. واقعا تحت فشار هستید" به طور ناگهانی درد شدیدی را در قفسه سینه خود احساس

میکنید که به داخل دست تان کشیده می شود و تا بالا داخل آرواره ها ادامه دارد.

. شما فقط حدود پنج کیلومتر تا نزدیک ترین بیمارستان فاصله دارید.

. متاسفانه شما مطمئن نیستید که بتوانید این فاصله را دوام بیاورید.

<< چه کار باید کرد؟ >>

. شما برای cpr ( احیای قلبی ریوی ) آموزش دیده ایید ولی آموزش دهنده به شما نگفته

است که چگونه آن را بر روی شخص خودتان انجام دهید!

. چگونه در مقابل حمله قلبی دوام آوریم" زمانی که تنها هستیم؟

. بسیاری از اشخاصی که دچار حمله قلبی می شوند بدون کمک و تنها هستند در زمانی که

قلبشان ضربان نامناسب دارد و شروع به احساس ضعیف شدن و از حال رفتن می کنند

فقط حدود ده ثانیه زمان دارند تا از هوش بروند.

. << چه باید کرد؟ >>

. وحشت نکنید" مکررا شروع به سرفه های بسیار شدید کنید.

. قبل از هر سرفه نفس عمیق بکشید" سرفه باید عمیق و طولانی باشد" به طوری که خلط

از عمق ششها بیرون آید.

. تنفس و سرفه باید بدون وقفه هر دو ثانیه تکرار شوند تا زمانی که کمک برسد" یا تا زمانی

که احساس می شود قلب دوباره ضربان عادی خود را باز یافته است.

. نفس عمیق باعث رسیدن اکسیژن به شش ها می شود و سرفه باعث حرکت و فشار بر

روی قلب و ادامه کار گردش خون می شود.

. هم چنین فشار انقباضی بر روی قلب به باز یافتن ضربان طبیعی آن کمک می کند.

. بدین ترتیب قربانی حمله قلبی میتواند به بیمارستان برسد.

<< >>



نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 ساعت 1:45 توسط مجید
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


( 5 )

. به نام خدا .

. سلام دوستان خوبم......... به پیشنهاد دوست عزیزم اقا سامی گل لبیک گفتیم و برای تشکیل این

وبلاگ گروهی یا علی گفتیم..........من مجید هستم نویسنده وبلاگ یادداشتهای یک وبلاگر و از این

به بعد در هفدهم هر ماه مزاحمتون خواهم بود..............بدون حرف اضافه مطلب این پستم رو

تقدیمتون میکنم..............یا حق///////////:

<< حکایتی طنز از مثنوی معنوی >>

. کری" همسایه اش رنجور و بیمار می شود" چاره ایی ندارد جز ان که به عیادت رود.

. اما چون گوشش گران است و همسایه اش ضعیف آواز" پیش از رفتن با خود قیاساتی

می کند که اگر فلانی لب جنباند" چه می خواهد بگوید و او چه جوابی باید بدهد.

. با خودش می گوید اگر بگویم چونی؟ اولا بخواهد گفت لین کم یا خوشم پس من باید بگویم

شکر.

. اگر بگویم چه خوردی؟ می گوید شربتی" چیزی......پس باید بگویم نوش جان.

. دست آخر اگر بپرسم کدام طبیب بر بالینت می آید گوید فلان من هم می گویم بس مبارک

پای او............

. حالا ببینید اصل ماجرا چه از کار در می آید :

. گفت چونی؟ گفت مردم.

. گفت شکر" بعد از ان گفتش چه خوردی.

. گفت زهر.

. پاسخ کر هم روشن است:

. نوش جان!

. در آخر هم وقتی طبیب اش را می پرسد" پاسخ همسایه اش چیز دیگری است:

. عزرائیل.

. اما جواب کر همان است که بود:

. پایش بس مبارک" شاد شو !

<< >>



نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 2:7 توسط مجید
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2006 all rights reserved