تبليغاتX
بیاتابرایت بگویم - به گمانم خبری در پس این ویرانیست...!!!












به گمانم خبری در پس این ویرانیست...!!!

عطر پژمردگی یاس سفید      

ذهن آشفته من را چه پریشان می کند

رنگ بی حال رخ ماه سفید

سردی خورشید زردم را فراوان می کند

ماه تابان نیست انگار دگر

خاک فرسوده و پیر

رود مرداب شده

سینه ام بیمار گشته از نفس

بلبلان فریاد غم سر داده اند

ماهیان هم خودکشی کردند همه

آبی دریا به خونی می زند

خون ماهی ها در آن جاری شده

چشمم هر لحظه سیاهی می رود

از تن زخمیه سنگی بی نوا

بوته ای خشک به آتش تن زده

چشمه جوش آمده از غیظ زمین

روزگاران بی قراری می کند

طاقتش طاق آمده

در دلم آشوب است

به گمانم خبری در پس این ویرانیست....

تقدیم به استاد نیکول فریدنی

 



نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 23:54 توسط بی نشان
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت


This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2006 all rights reserved